وضعیت ندانستنِ دقیقِ واقعیت یا نتیجهٔ آینده
مثالهای طبیعی
Die politische Lage sorgt für erhebliche Ungewissheit an den Märkten.
وضعیت سیاسی در بازارها عدم اطمینان قابل توجهی ایجاد کرده است.
Nach der Ankündigung herrschte große Ungewissheit über die Arbeitsplätze.
پس از اعلام خبر، دربارهٔ آیندهٔ شغلها بلاتکلیفی زیادی وجود داشت.
Wegen der Ungewissheit verschob das Unternehmen die Investition.
بهدلیل عدم اطمینان، شرکت سرمایهگذاری را به تعویق انداخت.
نکتهٔ کاربردی
Ungewissheit اغلب به نامعلومبودن نتیجهٔ آینده مربوط است؛ Unsicherheit میتواند ناامنی شخصی را هم بیان کند.
