عدم تعادل محسوس میان نیروها، مقدارها، فرصتها یا اجزای مرتبط
مثالهای طبیعی
Das Handelsdefizit weist auf ein dauerhaftes Ungleichgewicht hin.
کسری تجاری از یک عدم تعادل پایدار حکایت دارد.
Zwischen den Vertragsparteien besteht ein deutliches Machtungleichgewicht.
میان طرفهای قرارداد عدم تعادل قدرت آشکاری وجود دارد.
Ein hormonelles Ungleichgewicht kann verschiedene Beschwerden auslösen.
عدم تعادل هورمونی میتواند علائم مختلفی ایجاد کند.
نکتهٔ کاربردی
Ungleichgewicht یعنی اجزای مرتبط در رابطهای متعادل یا متناسب قرار ندارند.
