بدشانسی یا اتفاق ناخوشایندی که باعث مشکل یا ناراحتی میشود
مثالهای طبیعی
Wir hatten das Unglück, dass unser Zug kurz vor der Abfahrt ausfiel.
بدشانسی آوردیم که قطارمان کمی پیش از حرکت لغو شد.
Mit dem Wetter hatten wir dieses Wochenende wirklich Unglück.
این آخر هفته واقعاً از نظر هوا بدشانسی آوردیم.
So ein Unglück kann jedem einmal passieren.
چنین بدشانسیای ممکن است برای هر کسی پیش بیاید.
نکتهٔ کاربردی
برای بدشانسی روزمره Pech معمولاً محاورهایتر است. Unglück میتواند جدیتر و سنگینتر به نظر برسد.

