معنی ۱neutral · 86%
اتحاد یا اتحادیهای رسمی که از چند گروه یا نهاد تشکیل شده است
مثالهای طبیعی
Mehrere regionale Verbände gründeten eine gemeinsame Union.
چند انجمن منطقهای یک اتحادیهٔ مشترک تشکیل دادند.
Die Union entstand aus drei kleineren Organisationen.
این اتحادیه از سه سازمان کوچکتر شکل گرفت.
Jede Organisation entsendet zwei Vertreter in die Union.
هر سازمان دو نماینده به اتحادیه میفرستد.
نکتهٔ کاربردی
Union واژهای کلی و نهادی است. بسته به نوع سازمان ممکن است واژههای دقیقتری مثل Verband، Gewerkschaft یا Bündnis مناسبتر باشند.

