معنی ۱neutral; communication and instructions · 82%
بهاندازهٔ کافی روشن یا قابلفهم بیاننشده.
مثالهای طبیعی
Die Anleitung ist unklar, deshalb frage ich beim Kundendienst nach.
راهنما مبهم است، برای همین از پشتیبانی میپرسم.
Noch ist unklar, wann der nächste Bus kommt.
هنوز معلوم نیست اتوبوس بعدی چه زمانی میرسد.
Bitte erkläre den unklaren Satz mit einem Beispiel.
لطفاً جملهٔ مبهم را با یک مثال توضیح بده.
نکتهٔ کاربردی
unklar دربارهٔ جمله، توضیح یا مسئولیت بهکار میرود؛ ساخت رایج: برایم روشن نیست چرا… .
درس کوتاه: unklar
بهاندازهٔ کافی روشن یا قابلفهم بیاننشده. unklar دربارهٔ جمله، توضیح یا مسئولیت بهکار میرود؛ ساخت رایج: برایم روشن نیست چرا… .
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «unklar» مطابقت دارد؟
