Unmasse
B2اسمسیل گرفتن، طوفان، سیل
JadoLearn Dictionary
Unmasse یعنی سیل گرفتن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
سیل گرفتن، طوفان، سیل
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
رغبت، مزه آوردن، با رغبت خوردن
ردیف، راسته، صف
برتنی، غیرت، غرور
دفع، فضولات، مدفوع
جزو، بخش، جزء
کپه کردن، توده، سیل گرفتن
کپه کردن، توده، سیل گرفتن
کپه کردن، توده، مجلس رقص
کپه کردن، توده، برتنی
کپه کردن، توده، عدد
کپه کردن، توده، گوناگونی
کپه کردن، توده، سیل گرفتن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.