معنی ۱neutral · 90%
مخالف اصول اخلاقی یا برداشتهای پذیرفتهشده دربارهٔ درست و نادرست
مثالهای طبیعی
Viele hielten die Täuschung der Kundschaft für unmoralisch.
بسیاری فریب دادن مشتریان را غیراخلاقی میدانستند.
Ist es unmoralisch, persönliche Daten ohne Zustimmung zu nutzen?
آیا استفاده از دادههای شخصی بدون رضایت غیراخلاقی است؟
Die Leitung verbietet Praktiken, die als unmoralisch gelten.
مدیریت روشهایی را که غیراخلاقی تلقی میشوند ممنوع میکند.
نکتهٔ کاربردی
unmoralisch یک داوری اخلاقی است؛ در محیط حرفهای، وقتی معیارهای رسمی اخلاق حرفهای مطرحاند، unethisch اغلب دقیقتر است.
