معنی ۱neutral; political and international affairs · 82%
مخفف سازمان بینالمللی کشورهای عضو، یعنی سازمان ملل متحد.
مثالهای طبیعی
Die UNO entsandte ein Team zur Beobachtung der Wahl.
سازمان ملل تیمی برای نظارت بر انتخابات فرستاد.
Mehrere Länder baten die UNO um humanitäre Unterstützung.
چند کشور از سازمان ملل کمک بشردوستانه خواستند.
Im Unterricht sprechen wir über die Aufgaben der UNO.
در کلاس دربارهٔ وظایف سازمان ملل صحبت میکنیم.
نکتهٔ کاربردی
UNO در آلمانی مؤنث است و مخفف سازمان ملل متحد بهشمار میآید.
درس کوتاه: UNO
مخفف سازمان بینالمللی کشورهای عضو، یعنی سازمان ملل متحد. UNO در آلمانی مؤنث است و مخفف سازمان ملل متحد بهشمار میآید.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «UNO» مطابقت دارد؟
