معنی ۱neutral · 84%
زباله و آشغال
مثالهای طبیعی
Nach dem Hochwasser lag überall angeschwemmter Unrat.
بعد از سیل همهجا آشغالهای آوردهشده با آب پخش بود.
Die Stadt ließ den Unrat aus dem Bach entfernen.
شهرداری دستور داد آشغالها را از جوی جمع کنند.
Hinter dem verlassenen Haus türmte sich Unrat.
پشت خانهٔ متروکه زباله انباشته شده بود.
نکتهٔ کاربردی
«Unrat» به معنی «زباله و آشغال» است. حرف تعریف آن «der» است و معمولاً صورت جمع ندارد.
