معنی ۱neutral · 84%
نابالغ و ناپخته
مثالهای طبیعی
Die unreifen Pfirsiche schmeckten sauer.
هلوهای نارس ترش بودند.
Seine unreife Reaktion verschärfte den Konflikt.
واکنش ناپختهاش اختلاف را شدیدتر کرد.
Das Konzept ist noch unreif und braucht weitere Tests.
این طرح هنوز خام است و به آزمایشهای بیشتری نیاز دارد.
نکتهٔ کاربردی
«unreif» مفهوم «نابالغ و ناپخته» را میرساند و هم پیش از اسم و هم در جایگاه گزاره بهکار میرود.
