معنی ۱neutral · 88%
میان گزینهها مردد و هنوز تصمیمنگرفته
مثالهای طبیعی
Sie war unschlüssig, welches Modell sie kaufen sollte.
او مردد بود کدام مدل را بخرد.
Nach dem Gespräch blieb er unschlüssig, ob er das Angebot annehmen sollte.
پس از گفتگو هنوز مردد بود که پیشنهاد را بپذیرد یا نه.
Die Kommission zeigte sich bei der letzten Frage auffallend unschlüssig.
کمیسیون در مورد پرسش آخر بهطور محسوسی مردد بود.
نکتهٔ کاربردی
unschlüssig در اینجا یعنی «مردد»؛ آن را با کاربرد کمشیوعترِ «غیرمنطقی/ناهمخوان» اشتباه نکن.
