معنی ۱neutral; everyday decisions and communication · 82%
با اطمینان ندانستن یا هنوز تصمیم قطعی نگرفتن.
مثالهای طبیعی
Ich bin unsicher, ob der Termin schon bestätigt ist.
مطمئن نیستم وقت ملاقات تأیید شده باشد.
Beim ersten Vortrag fühlte sie sich noch unsicher.
او در نخستین ارائهاش هنوز احساس عدم اطمینان داشت.
Wenn du unsicher bist, lies die Anleitung noch einmal.
اگر مطمئن نیستی، راهنما را دوباره بخوان.
نکتهٔ کاربردی
unsicher میتواند شک یا دودلی را بیان کند؛ معنای جداگانهٔ خطرناکبودن یا قابلاعتمادنبودن هم دارد.
درس کوتاه: unsicher
با اطمینان ندانستن یا هنوز تصمیم قطعی نگرفتن. unsicher میتواند شک یا دودلی را بیان کند؛ معنای جداگانهٔ خطرناکبودن یا قابلاعتمادنبودن هم دارد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «unsicher» مطابقت دارد؟
