بیعمل یا منفعل، بهویژه زمانی که انتظار میرود اقدامی انجام شود
مثالهای طبیعی
Die Behörde blieb trotz wiederholter Warnungen monatelang untätig.
نهاد مسئول با وجود هشدارهای مکرر، ماهها بیعمل ماند.
Wir können nicht untätig zusehen, wenn Grundrechte verletzt werden.
وقتی حقوق اساسی نقض میشود، نمیتوانیم بیعمل تماشا کنیم.
Nach der Analyse durfte das Leitungsteam nicht länger untätig bleiben.
پس از تحلیل، تیم مدیریت دیگر نمیتوانست بیعمل بماند.
نکتهٔ کاربردی
untätig اغلب القا میکند که اقدام لازم یا مناسب بوده است؛ صرفاً توصیف خنثیِ استراحت نیست.
