معنی ۱neutral · 88%
بهصورت مشروط و وابسته به تأیید، بررسی یا شرط بعدی
مثالهای طبیعی
Wir stimmen dem Entwurf unter Vorbehalt der rechtlichen Prüfung zu.
ما با پیشنویس با قید بررسی حقوقی موافقت میکنیم.
Die Zahlen gelten bis zur Abschlussprüfung nur unter Vorbehalt.
این ارقام تا حسابرسی نهایی فقط بهصورت مشروط معتبرند.
Die Buchung wurde zunächst unter Vorbehalt bestätigt.
رزرو در ابتدا بهصورت مشروط تأیید شد.
نکتهٔ کاربردی
این عبارت قطعیبودن تصمیم را محدود میکند و نشان میدهد نتیجه هنوز ممکن است تغییر کند.
