برای شخص یا چیزی در مکانی جا یا اقامت فراهمکردن.
مثالهای طبیعی
Die Familie brachte ihre Gäste für zwei Nächte im Gästezimmer unter.
خانواده مهمانان را برای دو شب در اتاق مهمان جا داد.
Im Keller konnten wir die Fahrräder sicher unterbringen.
توانستیم دوچرخهها را با خیال راحت در زیرزمین جا دهیم.
Das Hotel brachte die Reisegruppe in zwei kleinen Häusern unter.
هتل گروه گردشگر را در دو خانهٔ کوچک اسکان داد.
نکتهٔ کاربردی
unterbringen جداشدنی و بیقاعده است؛ برای اسکان مهمان یا پیداکردن جای مناسب برای وسایل میآید.
درس کوتاه: unterbringen
برای شخص یا چیزی در مکانی جا یا اقامت فراهمکردن. unterbringen جداشدنی و بیقاعده است؛ برای اسکان مهمان یا پیداکردن جای مناسب برای وسایل میآید.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «unterbringen» مطابقت دارد؟
