معنی ۱neutral; interpersonal and group contexts · 82%
با هم یا در میان افراد یک گروه.
مثالهای طبیعی
Die Nachbarn teilen Werkzeuge oft untereinander.
همسایهها اغلب ابزارها را با یکدیگر به اشتراک میگذارند.
Die Geschwister machten die Aufgaben untereinander aus.
خواهر و برادرها کارها را میان خودشان تقسیم کردند.
Im Team sprechen wir offen untereinander über Probleme.
در تیم دربارهٔ مشکلات با یکدیگر صریح صحبت میکنیم.
نکتهٔ کاربردی
untereinander میتواند یعنی تعامل متقابل افراد یا چیدمان عمودی؛ این مدخل معنای بینفردی را دارد.
درس کوتاه: untereinander
با هم یا در میان افراد یک گروه. untereinander میتواند یعنی تعامل متقابل افراد یا چیدمان عمودی؛ این مدخل معنای بینفردی را دارد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «untereinander» مطابقت دارد؟
