معنی ۱neutral; nature and daily time · 82%
در پشت افق ناپدیدشدن، بهویژه دربارهٔ خورشید در پایان روز.
مثالهای طبیعی
Im Sommer geht die Sonne erst nach neun Uhr unter.
تابستان خورشید تازه پس از ساعت نه غروب میکند.
Wir gingen noch zum Strand, bevor die Sonne unterging.
پیش از غروب خورشید به ساحل رفتیم.
Hinter den Hügeln ging die Sonne langsam unter.
خورشید آرامآرام پشت تپهها غروب کرد.
نکتهٔ کاربردی
untergehen جداشدنی و قوی است و در Perfekt با sein میآید؛ معانی دیگرش غرقشدن یا نابودشدناند.
درس کوتاه: untergehen
در پشت افق ناپدیدشدن، بهویژه دربارهٔ خورشید در پایان روز. untergehen جداشدنی و قوی است و در Perfekt با sein میآید؛ معانی دیگرش غرقشدن یا نابودشدناند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «untergehen» مطابقت دارد؟
