در مرتبهای پایینتر یا از نظر اهمیت درجهدو
مثالهای طبیعی
Die regionalen Stellen sind der Zentrale organisatorisch untergeordnet.
واحدهای منطقهای از نظر سازمانی تابع مرکز هستند.
Kostenfragen spielten in dieser Phase eine untergeordnete Rolle.
مسائل هزینه در این مرحله نقش درجهدومی داشتند.
Einzelinteressen sind dem Schutz der Allgemeinheit untergeordnet.
منافع فردی تابع حفاظت از منافع عمومیاند.
نکتهٔ کاربردی
در رابطهٔ سلسلهمراتبی، مرجع بالاتر غالباً با داتیو میآید: jemandem/etwas untergeordnet sein.
