فردی که از طرف یک طرف برای مذاکره اختیار دارد
مثالهای طبیعی
Beide Seiten entsandten erfahrene Unterhändler nach Genf.
هر دو طرف مذاکرهکنندگان باتجربهای به ژنو فرستادند.
Die Unterhändler der Gewerkschaft kehrten mit einem neuen Angebot zurück.
مذاکرهکنندگان اتحادیه با پیشنهاد تازهای بازگشتند.
Ein Unterhändler führte zunächst vertrauliche Gespräche mit beiden Lagern.
یک مذاکرهکننده ابتدا با هر دو اردوگاه گفتوگوهای محرمانه داشت.
نکتهٔ کاربردی
این اسم بر نقش فعال در مذاکره تأکید دارد، نه صرفاً حضور در گفتوگوها.
