معنی ۱neutral · 84%
زیررُست جنگل
مثالهای طبیعی
Ein Reh verschwand lautlos im dichten Unterholz.
آهویی بیصدا در زیررست انبوه جنگل ناپدید شد.
Nach dem Sturm lag viel Totholz im Unterholz.
بعد از طوفان چوبهای خشک زیادی میان بوتهها افتاده بود.
Die Feuerwehr entfernte trockenes Unterholz, um Brände zu verhindern.
آتشنشانها برای پیشگیری از آتشسوزی بوتههای خشک را پاکسازی کردند.
نکتهٔ کاربردی
«Unterholz» به معنی «زیررُست جنگل» است. حرف تعریف آن «das» است و معمولاً صورت جمع ندارد.
