انجامندادن کاری که انتظار میرود یا الزامی است
مثالهای طبیعی
Auch eine Unterlassung kann rechtliche Folgen haben.
ترک فعل نیز میتواند پیامد حقوقی داشته باشد.
Die Unterlassung notwendiger Wartungsarbeiten erhöhte das Risiko erheblich.
انجامندادن تعمیرات ضروری خطر را بهطور چشمگیری افزایش داد.
Der Bericht nennt die wiederholte Unterlassung von Kontrollen als Hauptproblem.
گزارش، انجامنشدن مکرر بازرسیها را مشکل اصلی میداند.
نکتهٔ کاربردی
Unterlassung صرفاً «توقف» نیست؛ به اقدامی اشاره دارد که با وجود انتظار یا تکلیف انجام نمیشود.
