بهطور ناخواسته برای کسی رخ دادن، بهویژه دربارهٔ خطا یا سهو
مثالهای طبیعی
Mir ist in der E-Mail ein peinlicher Zahlendreher unterlaufen.
در ایمیل من سهواً جابهجایی خجالتآوری در ارقام رخ داد.
Dem Team ist bei der Auswertung ein methodischer Fehler unterlaufen.
در تحلیل، یک خطای روششناختی از تیم سر زد.
Uns ist bei der Terminplanung leider ein Versehen unterlaufen.
متأسفانه در برنامهریزی زمان یک اشتباه از ما سر زد.
نکتهٔ کاربردی
در پرفکت معمولاً sein میآید: Mir ist ein Fehler unterlaufen. خطا نومیناتیو و شخص داتیو است.
