معنی ۱neutral; sports, elections, and competition · 82%
در رقابت، انتخابات یا مقایسه شکست خوردن.
مثالهای طبیعی
Im Finale unterlag unser Verein dem Titelverteidiger knapp.
باشگاه ما در فینال با اختلاف کمی به مدافع عنوان قهرمانی باخت.
Bei der Wahl unterlag die Amtsinhaberin ihrem jungen Herausforderer.
در انتخابات، دارندهٔ کنونی سمت به رقیب جوانش باخت.
Die Gäste unterlagen mit einem Punkt Unterschied.
مهمانان با اختلاف یک امتیاز شکست خوردند.
نکتهٔ کاربردی
در معنای شکستخوردن، Perfekt با sein ساخته میشود و حریف در حالت داتیو میآید.
درس کوتاه: unterliegen
در رقابت، انتخابات یا مقایسه شکست خوردن. در معنای شکستخوردن، Perfekt با sein ساخته میشود و حریف در حالت داتیو میآید.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «unterliegen» مطابقت دارد؟
