مستندسازی و پشتوانهسازی
مثالهای طبیعی
Zur Untermauerung seiner These legte er neue Daten vor.
او برای مستند کردن نظریهاش دادههای تازهای ارائه کرد.
Der Bericht enthält keine empirische Untermauerung der Behauptung.
این گزارش هیچ پشتوانهٔ تجربی برای آن ادعا ارائه نمیکند.
Mehrere Fallstudien dienen der Untermauerung des theoretischen Modells.
چند مطالعهٔ موردی برای پشتیبانی از مدل نظری بهکار میرود.
نکتهٔ کاربردی
«Untermauerung» به معنی «مستندسازی و پشتوانهسازی» است. حرف تعریف آن «die» است و جمع آن «Untermauerungen» است.
