معنی ۱neutral · 88%
نام یک شخص که با شیوهٔ مخصوص خودش نوشته میشود، بهویژه برای تأیید یک سند
مثالهای طبیعی
Der Vertrag benötigt deine Unterschrift vor Freitag.
قرارداد پیش از جمعه به امضای شما نیاز دارد.
Ihre Unterschrift steht unten auf dem Formular.
امضای او در پایین فرم دیده میشود.
Die Polizei verglich die beiden Unterschriften sorgfältig.
پلیس دو امضا را با دقت مقایسه کرد.
نکتهٔ کاربردی
Unterschrift یک اسم آلمانی با حرف تعریف die است و شکل جمع آن Unterschriften است.
