از نظر سازمانی یا سلسلهمراتبی زیر نظر شخص یا نهادی بودن
مثالهای طبیعی
Die Behörde untersteht unmittelbar dem Innenministerium.
این نهاد مستقیماً زیر نظر وزارت کشور است.
Das Compliance-Team untersteht nicht der Vertriebsleitung, sondern dem Vorstand.
تیم تطبیق زیر نظر مدیریت فروش نیست، بلکه به هیئتمدیره گزارش میدهد.
In dieser Funktion untersteht sie dem regionalen Kommando.
او در این سمت زیر نظر فرماندهی منطقهای است.
نکتهٔ کاربردی
در معنای سلسلهمراتبی، unterstehen متمم داتیو میگیرد. آن را با sich unterstehen به معنای «جرئت/جسارت کردن» اشتباه نکنید.
