ادعا یا نسبتِ غالباً بیپایهای که رفتار، انگیزه یا نیتی منفی را به کسی نسبت میدهد
مثالهای طبیعی
Die Ministerin wies die Unterstellung zurück, sie habe Informationen bewusst verschwiegen.
وزیر این نسبت را که عمداً اطلاعات را پنهان کرده، رد کرد.
Ich halte die Unterstellung, wir hätten aus Eigennutz gehandelt, für unfair.
این نسبت را که از روی منفعتطلبی عمل کردهایم، ناعادلانه میدانم.
Für eine solche Unterstellung müssten Sie belastbare Belege vorlegen.
برای چنین ادعایی باید شواهد قابل اتکایی ارائه کنید.
نکتهٔ کاربردی
Unterstellung معمولاً نشان میدهد گوینده آن نسبت را ناعادلانه یا بیپایه میداند و از Vermutung خنثی قویتر است.
