در شرایط موجود اجتنابناپذیر یا کاملاً ضروری
مثالهای طبیعی
Nach dem Einnahmerückgang war eine grundlegende Haushaltsreform unumgänglich.
پس از کاهش درآمد، اصلاح اساسی بودجه اجتنابناپذیر بود.
Wegen der akuten Gefahr hielt das Ärzteteam einen Eingriff für unumgänglich.
بهدلیل خطر فوری، تیم پزشکی مداخله را اجتنابناپذیر دانست.
Eine Neuverteilung der Zuständigkeiten erscheint inzwischen unumgänglich.
اکنون بازتوزیع مسئولیتها اجتنابناپذیر به نظر میرسد.
نکتهٔ کاربردی
unumgänglich از sinnvoll یا ratsam قویتر است و نشان میدهد گزینهٔ واقعبینانهٔ دیگری وجود ندارد.
