معنی ۱neutral · 84%
راحت و بیتکلف
مثالهای طبیعی
Beim ersten Treffen unterhielten sie sich überraschend unverkrampft.
در نخستین دیدار با راحتیِ غیرمنتظرهای گپ زدند.
Sie ging unverkrampft mit der Kritik um.
او بدون جبههگیری با انتقاد برخورد کرد.
Die Lehrerin schuf eine unverkrampfte Atmosphäre im Unterricht.
معلم فضایی راحت و بیتنش در کلاس ایجاد کرد.
نکتهٔ کاربردی
«unverkrampft» مفهوم «راحت و بیتکلف» را میرساند و هم پیش از اسم و هم در جایگاه گزاره بهکار میرود.
