معنی ۱neutral; reasoning and probability · 82%
بر پایهٔ شواهد موجود بهسختی قابل انتظار یا ممکن.
مثالهای طبیعی
Es ist unwahrscheinlich, dass der Zug heute noch pünktlich ankommt.
بعید است قطار امروز هنوز بهموقع برسد.
Die Geschichte klingt unwahrscheinlich, aber sie ist wahr.
داستان نامحتمل بهنظر میرسد، اما حقیقت دارد.
Bei diesem Wetter ist ein Picknick im Freien unwahrscheinlich.
با این هوا، پیکنیک در فضای باز بعید است.
نکتهٔ کاربردی
unwahrscheinlich احتمال رخداد را کم میداند؛ ساخت es ist unwahrscheinlich, dass … رایج است.
درس کوتاه: unwahrscheinlich
بر پایهٔ شواهد موجود بهسختی قابل انتظار یا ممکن. unwahrscheinlich احتمال رخداد را کم میداند؛ ساخت es ist unwahrscheinlich, dass … رایج است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «unwahrscheinlich» مطابقت دارد؟
