در جایی بهطور مکرر دردسر، خسارت، ترس یا بینظمی ایجاد کردن
مثالهای طبیعی
Die Schadsoftware trieb wochenlang in schlecht gesicherten Netzwerken Unwesen.
بدافزار هفتهها در شبکههای کمامنیت خرابکاری کرد.
Unbekannte trieben nachts im Park Unwesen und beschädigten mehrere Bänke.
افراد ناشناس شبها در پارک دردسر به پا میکردند و چند نیمکت را آسیب زدند.
Ein eingeschleppter Schädling treibt inzwischen in mehreren Weinbergen Unwesen.
یک آفت وارداتی اکنون در چند تاکستان خسارت زیادی به بار میآورد.
نکتهٔ کاربردی
این یک اصطلاح ثابت است؛ Unwesen در اینجا مفعول معمولی با معنای تحتاللفظی نیست.
