معنی ۱neutral; often emphatic · 82%
آنقدر فراوان که تعداد دقیق بیان نمیشود.
مثالهای طبیعی
Am klaren Nachthimmel leuchten unzählige Sterne.
در آسمان صاف شب ستارههای بیشماری میدرخشند.
Sie hat es unzählige Male versucht und gab nicht auf.
او بارها و بارها تلاش کرد و دست نکشید.
Im Archiv liegen unzählige Briefe aus dem vergangenen Jahrhundert.
در بایگانی نامههای بیشماری از سدهٔ گذشته نگهداری میشود.
نکتهٔ کاربردی
unzählig بر تعداد بسیار زیاد و نامشخص تأکید میکند و اغلب پیش از اسم جمع میآید.
درس کوتاه: unzählig
آنقدر فراوان که تعداد دقیق بیان نمیشود. unzählig بر تعداد بسیار زیاد و نامشخص تأکید میکند و اغلب پیش از اسم جمع میآید.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «unzählig» مطابقت دارد؟
