معنی ۱neutral · 84%
دسترسناپذیر
مثالهای طبیعی
Die Hütte war im Winter wegen des Schnees unzugänglich.
کلبه در زمستان بهخاطر برف دسترسناپذیر بود.
Der Philosoph blieb selbst engen Freunden emotional unzugänglich.
فیلسوف حتی برای دوستان نزدیکش هم از نظر عاطفی دستنیافتنی بود.
Die Daten sind der Öffentlichkeit bislang unzugänglich.
دادهها هنوز در دسترس عموم نیستند.
نکتهٔ کاربردی
«unzugänglich» مفهوم «دسترسناپذیر» را میرساند و هم پیش از اسم و هم در جایگاه گزاره بهکار میرود.
