معنی ۱neutral; travel and tourism · 82%
فردی که تعطیلاتش را دور از محل زندگی خود میگذراند.
مثالهای طبیعی
Viele Urlauber fahren im August an die Ostsee.
بسیاری از گردشگران در ماه اوت به ساحل دریای بالتیک میروند.
Der Urlauber fragte nach dem Weg zum Strand.
مسافرِ تعطیلات دربارهٔ مسیر ساحل پرسید.
Das kleine Café ist bei Urlaubern aus der Region beliebt.
کافهٔ کوچک میان مسافران تفریحی منطقه محبوب است.
نکتهٔ کاربردی
Urlauber اغلب بهطور کلی برای مسافرانِ مقصدهای تفریحی میآید؛ شکل زنانه Urlauberin است.
درس کوتاه: Urlauber
فردی که تعطیلاتش را دور از محل زندگی خود میگذراند. Urlauber اغلب بهطور کلی برای مسافرانِ مقصدهای تفریحی میآید؛ شکل زنانه Urlauberin است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Urlauber» مطابقت دارد؟
