علّی یا بهطور مستقیم سببِ ایجاد یک پیامد
مثالهای طبیعی
Die Studie zeigt einen Zusammenhang, beweist aber keine ursächliche Wirkung.
پژوهش یک ارتباط را نشان میدهد، اما اثر علّی را اثبات نمیکند.
Der technische Defekt war nach dem Gutachten ursächlich für den Ausfall.
طبق گزارش کارشناسی، نقص فنی علت مستقیم خرابی بود.
Es blieb strittig, ob die verspätete Warnung ursächlich für den Schaden war.
همچنان محل اختلاف بود که آیا هشدار دیرهنگام علت خسارت بوده است یا نه.
نکتهٔ کاربردی
ursächlich دربارهٔ علیت است، نه صرف همبستگی؛ در تحلیل دقیق، ارتباط آماری بهتنهایی رابطهٔ علّی را ثابت نمیکند.
