معنی ۱neutral · 86%
دلیل یا عاملی که باعث وقوع رویداد، وضعیت یا مشکلی میشود
مثالهای طبیعی
Wir haben die Ursache des Fehlers noch nicht gefunden.
هنوز علت خطا را پیدا نکردهایم.
Die Ärztin sucht nach der Ursache der Schmerzen.
پزشک به دنبال علت درد است.
Der Bericht nennt mehrere mögliche Ursachen für den Unfall.
گزارش چند علت احتمالی برای حادثه ذکر میکند.
نکتهٔ کاربردی
Ursache را با Folge اشتباه نکن: Ursache «علت» و Folge «پیامد/نتیجه» است.

