معنی ۱neutral · 88%
از نظر منطقی، روششناختی یا صوری معتبر و قابل قبول
مثالهای طبیعی
Die Studie liefert nur mit einer größeren Stichprobe valide Ergebnisse.
مطالعه فقط با نمونهٔ بزرگتر نتایج معتبر میدهد.
Sein Einwand ist valid, betrifft aber nicht den Kern der Entscheidung.
اعتراض او معتبر است، اما به اصل تصمیم مربوط نمیشود.
Nach der Bereinigung blieben 812 valide Datensätze für die Analyse.
پس از پاکسازی، ۸۱۲ مجموعهدادهٔ معتبر برای تحلیل باقی ماند.
نکتهٔ کاربردی
valid از صرفاً محتمل بودن قویتر است و به اعتبار منطقی یا روشی اشاره دارد.
