به یک امکان ثابت محدودنبودن و قابلیت تغییر یا تنظیمداشتن.
مثالهای طبیعی
Die Arbeitszeiten sind variabel und lassen sich an den Stundenplan anpassen.
ساعتهای کاری انعطافپذیرند و میتوان آنها را با برنامهٔ کلاس هماهنگ کرد.
Für das Regal brauchen wir eine variable Trennwand.
برای قفسه به جداکنندهای قابلتنظیم نیاز داریم.
Der Preis bleibt variabel, bis die genaue Menge feststeht.
قیمت تا مشخصشدن مقدار دقیق متغیر میماند.
نکتهٔ کاربردی
variabel دربارهٔ قیمت، تنظیم یا مقدار قابلتغییر میآید؛ در ریاضی نیز متغیر است.
درس کوتاه: variabel
به یک امکان ثابت محدودنبودن و قابلیت تغییر یا تنظیمداشتن. variabel دربارهٔ قیمت، تنظیم یا مقدار قابلتغییر میآید؛ در ریاضی نیز متغیر است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «variabel» مطابقت دارد؟
