معنی ۱neutral; everyday planning · 82%
با کسی دربارهٔ زمان یا مکان دیدار توافقکردن.
مثالهای طبیعی
Wir verabreden uns für Samstag vor dem Kino.
قرار گذاشتیم شنبه جلوی سینما همدیگر را ببینیم.
Die Kolleginnen verabredeten ein Mittagessen in der Nähe des Büros.
همکاران برای ناهار در نزدیکی دفتر قرار گذاشتند.
Hast du dich schon mit Alex für morgen verabredet?
برای فردا با الکس قرار گذاشتهای؟
نکتهٔ کاربردی
verabreden میتواند مفعول «قرار» بگیرد یا با sich بازتابی شود: قرار گذاشتن برای فردا.
درس کوتاه: verabreden
با کسی دربارهٔ زمان یا مکان دیدار توافقکردن. verabreden میتواند مفعول «قرار» بگیرد یا با sich بازتابی شود: قرار گذاشتن برای فردا.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «verabreden» مطابقت دارد؟
