معنی ۱neutral · 89%
نتیجهای که از موارد خاص به گروه گستردهتری تعمیم داده میشود
مثالهای طبیعی
Aus drei Interviews lässt sich keine belastbare Verallgemeinerung ableiten.
از سه مصاحبه نمیتوان تعمیم قابل اتکایی به دست آورد.
Die Aussage über eine ganze Generation ist eine problematische Verallgemeinerung.
این ادعا دربارهٔ یک نسل کامل، تعمیمی مسئلهدار است.
Die größere Stichprobe erlaubt vorsichtigere Verallgemeinerungen.
نمونهٔ بزرگتر تعمیمهای محتاطانهتری را ممکن میکند.
نکتهٔ کاربردی
در نوشتار تحلیلی باید تعمیم موجه را از تعمیم بیش از حد بر پایهٔ شواهد ناکافی جدا کرد.
