معنی ۱formal · 88%
علت، مناسبت یا ابتکاری که باعث انجام کاری میشود
مثالهای طبیعی
Die Prüfung erfolgte auf Veranlassung der Aufsichtsbehörde.
بررسی به ابتکار نهاد نظارتی انجام شد.
Für eine erneute Untersuchung bestand zunächst keine Veranlassung.
در ابتدا دلیلی برای بررسی دوباره وجود نداشت.
Auf ärztliche Veranlassung wurde eine zusätzliche Laboranalyse durchgeführt.
به دستور پزشک یک آزمایش تکمیلی انجام شد.
نکتهٔ کاربردی
از Anlass رسمیتر است و اغلب مشخص میکند چه کسی یا چه چیزی یک اقدام رسمی را آغاز کرده است.
