بهعنوان برگزارکنندهٔ مسئول، جشن، نشست یا رویدادی دیگر را اجراکردن.
مثالهای طبیعی
Der Kulturverein veranstaltet im Juni ein Straßenfest.
انجمن فرهنگی در ماه ژوئن جشن خیابانی برگزار میکند.
Die Schule veranstaltet eine Umfrage zur neuen Mensa.
مدرسه دربارهٔ غذاخوری تازه نظرسنجی برگزار میکند.
Jedes Jahr veranstalten die Studierenden ein kleines Filmfestival.
دانشجویان هر سال جشنوارهٔ فیلم کوچکی برگزار میکنند.
نکتهٔ کاربردی
veranstalten معمولاً نام رویداد را بهعنوان مفعول مستقیم میگیرد؛ باقاعده و جدانشدنی است.
درس کوتاه: veranstalten
بهعنوان برگزارکنندهٔ مسئول، جشن، نشست یا رویدادی دیگر را اجراکردن. veranstalten معمولاً نام رویداد را بهعنوان مفعول مستقیم میگیرد؛ باقاعده و جدانشدنی است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «veranstalten» مطابقت دارد؟
