وظیفه یا وضعیت مشخصِ مسئول و پاسخگو بودن برای یک عمل، حوزه یا نتیجه
مثالهای طبیعی
Die Verantwortlichkeiten der Vorstandsmitglieder sind schriftlich festgelegt.
مسئولیتهای اعضای هیئتمدیره بهصورت کتبی مشخص شده است.
Die Untersuchung soll klären, wo die Verantwortlichkeit für die Fehlentscheidung liegt.
بررسی باید روشن کند مسئولیت تصمیم نادرست بر عهدهٔ چه کسی است.
Unklare Verantwortlichkeiten führten zu Verzögerungen und doppelter Arbeit.
مسئولیتهای نامشخص باعث تأخیر و کار تکراری شد.
نکتهٔ کاربردی
جمع اغلب حوزههای مختلف مسئولیت را میگوید؛ مفرد میتواند بر پاسخگویی برای نتیجهای مشخص تمرکز کند.
