معنی ۱neutral · 87%
چیز، واقعیت، احساس یا نیتی را طوری پنهان کردن که دیده یا شناخته نشود
مثالهای طبیعی
Sie verbirgt den Ersatzschlüssel hinter einem Blumentopf.
او کلید یدکی را پشت گلدان پنهان میکند.
Er konnte seine Enttäuschung kaum verbergen.
او بهسختی میتوانست ناامیدیاش را پنهان کند.
Der Bericht verbirgt die wichtigsten Probleme nicht.
گزارش مهمترین مشکلات را پنهان نمیکند.
نکتهٔ کاربردی
verbergen در بسیاری از بافتها رسمیتر از verstecken است و برای احساسات، واقعیتها، انگیزهها و اطلاعات بسیار رایج است.

