در مکانی یا وضعیتی ماندن، در حالی که دیگران میروند یا چیزهای دیگر تغییر میکنند.
مثالهای طبیعی
Nach dem Umzug verblieb nur ein Karton im Keller.
پس از اسبابکشی فقط یک جعبه در زیرزمین باقی ماند.
Die Gäste gingen, doch zwei Kollegen verblieben noch im Büro.
مهمانان رفتند، اما دو همکار هنوز در دفتر ماندند.
Von ihrem Reisebudget verblieben ihr am Ende vierzig Euro.
در پایان، از بودجهٔ سفر او چهل یورو باقی مانده بود.
نکتهٔ کاربردی
verbleiben رسمی است و در اینجا به معنی ماندن یا باقیماندن است؛ ماضی نقلی آن با sein ساخته میشود: ist verblieben.
درس کوتاه: verbleiben
در مکانی یا وضعیتی ماندن، در حالی که دیگران میروند یا چیزهای دیگر تغییر میکنند. verbleiben رسمی است و در اینجا به معنی ماندن یا باقیماندن است؛ ماضی نقلی آن با sein ساخته میشود: ist verblieben.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «verbleiben» مطابقت دارد؟
