معنی ۱neutral · 87%
قانون یا تصمیم رسمی که انجام یک عمل مشخص را ممنوع میکند
مثالهای طبیعی
In diesem Bereich gilt ein striktes Rauchverbot.
در این بخش ممنوعیت شدید سیگارکشیدن برقرار است.
Das Verbot gilt während der gesamten Prüfung.
این ممنوعیت در تمام مدت آزمون برقرار است.
Nach mehreren Monaten wurde das Verbot wieder aufgehoben.
پس از چند ماه ممنوعیت لغو شد.
نکتهٔ کاربردی
یک Verbot میتواند وضع شود، برقرار باشد یا لغو شود: ein Verbot erlassen، ein Verbot gilt، ein Verbot aufheben.

