چیزی را با آتش سوزاندن یا نابودکردن.
مثالهای طبیعی
Im Herbst verbrennt der Gärtner das trockene Laub.
باغبان در پاییز برگهای خشک را میسوزاند.
Die Feuerwehr verbrennt das beschädigte Holz kontrolliert.
آتشنشانی چوب آسیبدیده را بهصورت کنترلشده میسوزاند.
Die Fabrik verbrennt Restholz, um Wärme zu erzeugen.
کارخانه برای تولید گرما، چوبهای باقیمانده را میسوزاند.
نکتهٔ کاربردی
در این معنا، verbrennen مفعول مستقیم میگیرد و در ماضی نقلی با haben میآید؛ در معنای ناگذرِ سوختن چیزی، sein به کار میرود.
درس کوتاه: verbrennen
چیزی را با آتش سوزاندن یا نابودکردن. در این معنا، verbrennen مفعول مستقیم میگیرد و در ماضی نقلی با haben میآید؛ در معنای ناگذرِ سوختن چیزی، sein به کار میرود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «verbrennen» مطابقت دارد؟
