معنی ۱neutral · 80%
رقیق کردن
مثالهای طبیعی
Verdünnen Sie das Konzentrat vor der Anwendung mit Wasser.
پیش از مصرف، مادهٔ غلیظ را با آب رقیق کنید.
Die Laborantin verdünnte die Probe im Verhältnis eins zu zehn.
تکنسین آزمایشگاه نمونه را با نسبت یک به ده رقیق کرد.
Zu viel Eis verdünnt den Geschmack des Getränks.
یخ زیاد مزهٔ نوشیدنی را رقیق میکند.
نکتهٔ کاربردی
«verdünnen» یعنی «رقیق کردن». این فعل جدانشدنی است و در Perfekt با «haben + verdünnt» میآید.
