معنی ۱neutral · 80%
تیره کردن
مثالهای طبیعی
Schwere Wolken verdüsterten den Himmel über dem Hafen.
ابرهای سنگین آسمان بالای بندر را تیره کردند.
Die Nachricht verdüsterte die Stimmung beim Abendessen.
آن خبر فضای شام را غمانگیز کرد.
Ein neuer Konflikt könnte die Aussichten weiter verdüstern.
درگیری تازه ممکن است چشمانداز را باز هم تیرهتر کند.
نکتهٔ کاربردی
«verdüstern» یعنی «تیره کردن». این فعل جدانشدنی است و در Perfekt با «haben + verdüstert» میآید.
