verdampfen
C2فعلتبخیر کردن، تبخیر شدن، بخار شدن
JadoLearn Dictionary
verdampfen یعنی تبخیر کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تبخیر کردن، تبخیر شدن، بخار شدن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تبخیر کردن، تبخیر شدن، بخار شدن
تبخیر کردن، تبخیر شدن، بخار شدن
تبخیر کردن، تبخیر شدن، بخار شدن
برخورد کردن، ناخوانده وارد شدن، سقوط کردن
ناشیانه رنگ زدن، چربی زدن، روان کردن
تبخیر کردن، تبخیر شدن، بخار شدن
تبخیر کردن، تبخیر شدن، بخار شدن
تبخیر کردن، تبخیر شدن، بخار شدن
تبخیر کردن، تبخیر شدن، بخار شدن
تبخیر کردن، تبخیر شدن، بخار شدن
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
ماتم داشتن، غصه دادن، محزون کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.